جنگی که نجاتم داد پرتقال

در بحبوحه جنگ جهانی دوم، آدا از پشت پنجره اسارت می‌گریزد و همراه برادر کوچکش راهی سفری می‌شود که او را از زخم‌های تحقیر به کشف ارزش خود می‌رساند. هر قدم میان بوی خاک و دود، آدا را به شجاعت نزدیک‌تر و به عشق خانه نزدیک‌تر می‌کند. این داستانی است درباره رویایی که حتی جنگ هم نمی‌تواند آن را خاموش کند.

ویژگی‌های محصول

انتشارات

خرید محصول

13% قیمت اصلی 790,000 تومان بود.قیمت فعلی 687,300 تومان است.

وقتی سال‌ها پشت پنجره‌ای تنگ گیر کرده باشی، دنیا برایت فقط قاب کوچکی از نور و سایه است. اما اگر یک روز تصمیم بگیری از قاب بیرون بیایی، چه؟ «جنگی که نجاتم داد» داستانِ جسارتِ دختربچه‌ای است که تصمیم می‌گیرد از ترس‌هایش عبور کند و به جهانِ بیرون قدم بگذارد؛ جهانی که با تمام تاریکی جنگ، هنوز پر از نشانه‌های امید است. این رمان نوجوان، در دلِ روزهای پرآشوب جنگ جهانی دوم، از تبدیلِ زخم به زره، و از شرم به غرور می‌گوید؛ از راهی که با پاهای لرزان شروع می‌شود و به ایستادنِ محکم ختم.

آدا، دختری که سال‌ها به خاطر ناتوانی‌اش تحقیر و پنهان شده، نگاهش را از پنجره برمی‌دارد و راهی سفری می‌شود که فقط مکانش را عوض نمی‌کند؛ معنای بودنش را هم تغییر می‌دهد. همراه برادر کوچکش، با قطاری که کودکان را از لندنِ بمباران‌شده دور می‌کند، به روستا می‌رسد؛ جایی که بوی علف‌های خیس و صدای سم اسب‌ها، جای سوت آژیر و لرزش شیشه‌ها را می‌گیرد. اما جنگ فقط بیرون نیست؛ جنگِ اصلی در دلِ آدا جریان دارد: جنگ با تحقیرهای گذشته، با ترسِ دیده‌شدن، با دروغ‌هایی که سال‌ها درباره خودش باور کرده است.

این داستان، با نثری روان و تصویری، لحظه‌های کوچک را بزرگ می‌کند: اولین‌بار دست کشیدن روی یال اسبی کهنه؛ اولین‌بار دویدن بی‌آنکه از سرزنشی بترسد؛ اولین‌بار شنیدنِ کلمه‌هایی که بوی مهربانی می‌دهند. و درست آن‌جا که فکر می‌کنی جهان برای کودکان جا ندارد، کسی پیدا می‌شود که در را باز می‌کند؛ نه فقط درِ خانه، که درِ پذیرش و اعتماد. رابطه‌ای که میان آدا و مراقب جدیدشان شکل می‌گیرد، از جنسِ ترمیم است: نه ناگهانی و معجزه‌وار، بلکه آرام و پیوسته؛ مثل بخیه‌هایی که زخم را می‌بندند و به آن مجال نفس کشیدن می‌دهند.

اما این رمان فقط روایتِ التیام نیست؛ ضرباهنگِ جنگ را هم در خود دارد. صدای هواپیماها که در آسمان می‌غرند، سایه‌های بلند بر مزارع گندم، جیره‌بندی نان، اضطرابِ نامه‌هایی که شاید هرگز نرسند. هر فصل، بوی خاک باران‌خورده و دودِ دور دارد؛ و در این میان، آدا قدم‌به‌قدم می‌آموزد که قدرت، همیشه فریاد نمی‌زند؛ گاهی یعنی بتوانی حقیقت را ببینی و همچنان ادامه بدهی. او یاد می‌گیرد که «خانه» فقط سقف و دیوار نیست؛ جایی است که اجازه می‌دهد خودت باشی و با صدای خودت نفس بکشی.

«جنگی که نجاتم داد» از آن دست رمان‌هایی است که برای نوجوانان نوشته شده، اما ضربه‌هایش به قلبِ هر خواننده‌ای می‌نشیند. اگر به داستان‌هایی درباره تاب‌آوری، رشد، و پیوندهای انسانی علاقه دارید، این کتاب شما را رها نخواهد کرد. روایت، با جزئیاتی ملموس و صحنه‌هایی پرکشش، خواننده را در مسیرِ تغییرِ آدا همراه می‌کند: از دختری که دنیا را از پشت پنجره می‌دید، تا کسی که می‌تواند بر اسبی بتازد و افق را با چشم‌های خودش اندازه بگیرد. هر صفحه، نشانی از این است که حتی در روزگارِ جنگ، کودکی می‌تواند جایی برای شکوفه‌زدن پیدا کند. حتی در تاریکی، می‌توان چراغی روشن کرد. حتی در میان آواره‌گی و فقر، می‌توان معنایی برای دلیری پیدا کرد. ✨

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
– نوجوانانی که به داستان‌های واقع‌گرا و الهام‌بخش علاقه دارند؛
– والدین و مربیانی که به دنبال متنی پرمایه درباره اعتمادبه‌نفس، پذیرش تفاوت‌ها و شفقت هستند؛
– دوست‌داران ادبیات جنگ که می‌خواهند جنگ را از چشم کودکان و در مقیاسِ زندگی روزمره ببینند.

چرا باید بخوانیم؟ چون از آن رمان‌هایی است که پس از بستن آخرین صفحه‌اش، هنوز در ذهن ادامه دارد. به شما یادآوری می‌کند که شجاعت، همیشه فریاد زدن نیست؛ گاهی همان لحظه‌ای است که تصمیم می‌گیری از قاب بیرون بیایی. به شما نشان می‌دهد که مهربانی چگونه می‌تواند ویرانه‌ها را به خانه تبدیل کند. و به شما می‌گوید که گاهی نجات، نه از بیرونِ ما، که از درونِ ما آغاز می‌شود.

اگر به دنبال کتابی هستید که هم نفسِ ماجراجویی داشته باشد و هم عمقِ احساسی، هم از فقر و آواره‌گی بگوید و هم از بذر امید، «جنگی که نجاتم داد» انتخابی است که شما را به سفری فراموش‌نشدنی می‌برد. سفری از پشت یک پنجره، تا به پهنای آسمان.

انتشارات
مولفکیمبرلی بروبیکر بردلی
مترجممرضیه ورشوساز
مناسب برای سنین7 سال تا 12 سال
ژانرفانتزی
وزن400 گرم
0 نقد و بررسی
0
0
0
0
0

نقد و بررسی‌ها

پاکسازی فیلتر

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “جنگی که نجاتم داد پرتقال”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + یازده =